زیادی مشروب خورده بود و درست نمی توانست حرف بزند.
با صدای بلند می گفت «به نظرتون تا حالا چندتا فیلم دیده باشم خوبه که یارو بعد عمری روسپی گری رفته راهبه شده یا بعد عمری راهبه گی پاشُده رفته روسپی شده؟!»
منتظر جوابی نماند و یک پیک دیگر بالا رفت.
زن میانسالی که مینی ژوپ سیاهی به تن داشت و موهای قرمزِ کم پشتش حکایت از دست رفته ی روزهای داغ جوانی اش بود.

4 دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته
ژانویه 23, 2010 در 5:28 ب.ظ.
محمد خواجهپور
فکر میکنم آخرش این طوری است:
حکایت روزهای داغ از دست رفتهي جوانیاش بود.
ژانویه 25, 2010 در 1:11 ب.ظ.
a cartoonist
این هم میشه
ژانویه 23, 2010 در 8:27 ب.ظ.
الف
پسر خیلی عالی بود
البته نه خیلی عالی
یه چیزی بین عالی و خیلی عالی
ژانویه 25, 2010 در 1:12 ب.ظ.
a cartoonist
مرسی